تبلیغات
وبلاگ شهید حاج مهدی نریمی
وبلاگ شهید حاج مهدی نریمی
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

باز امشب دل درون سینه پرپر می زند

سر به معراج سعادت سر به سنگر می زند

می نویسم روزگار عاشقی یادش به خیر

هجرت ایل و تبار عاشقی یادش به خیر






نوع مطلب : شهید نریمی، 
برچسب ها :

حمال جمهوری اسلامی

روحیه ی بالایی داشت، مدام دنبال کار و فعالیت بود . لحظه ای آرام و قرار نداشت درطول شبانه روز مدام در حال جابجایی بود، یک ماشین استیشن داشت، که همیشه استراحت و خوابش در همان ماشین بود . حاج مهدی وقتی در حال جا به جایی از منطقه ای به منطقه دیگر بود از این فرصت استفاده می کرد و به همان شکل نشسته در ماشین می خوابید . برای جبهه از تمام وجود مایه می گذاشت . ساعت 5 صبح که می شد، بالای سر بچه ها توی سنگرها بود و همه را بیدار می کرد و می گفت :

-         چرا خوابیدید بلند شید الان وقت کاره .

نسبت به مصرف بیت المال بسیار حساس بود و می گفت :

-         ما در محاصره اقتصادی هستیم . مردم با سختی این پولها را برای ما می فرستند باید به نحو احسن از آن ها استفاده کنیم .

آدم فعال و پر جنب و جوشی بود، نمی توانست بیکار بماند . در فاصله ی کوتاه تمام منطقه هور العظیم را کابل زیرزمینی کشید. سعی داشت خط تلفن را به جایی ببرد که نزدیک ترین سنگرها نسبت به خط دشمن امکان شنود توسط عراقی ها به صفر برساند . او خودش را یک سرباز می دانست نه یک فرمانده .

به فکر بچه های واحد و نیروهای تحت امرش بود و می گفت :

-         چون نیروهای مخابرات شب تا صبح هم کار می کنند، شب گرسنه می شوند .

خودش می رفت خرید می کرد، یک آشپزخانه نیز راه انداخته بود و برای بچه ها غذا آماده می کرد . یک بار که رفته بود میدان  تره بار تا خرید کند، شخصی به او گفته بود :

-         مقداری پول به من بده تا این ها را در ماشین بار کنم .

-         من خودم حمال جمهوری اسلامی هستم . خودم بار می زنم . اما از پول سپاه نمی توانم چیزی به شما بدهم .

حتی در مقر مخابرات که اهواز بود یک زمین خالی وجود داشت، حاج مهدی به دو نفر از سربازان بومی گفت در آن زمین خیار و گوجه و ... بکارند . سپس آن ها را می فروختند و پول آن را صرف جنگ می کردند.

این که امکانات سپاه در کجا و چگونه مصرف شوند برایش مهم بود و مراقب بود تا ذره ای از آن هدر نرود . در رفت و آمدها، هزینه بنزین مصرفی ماشین ها را محاسبه می کرد و دقت لازم را به خرج می داد برای نصب دکل های 8 و 10 متری به جای سفارش آن ها از تهران، خودش یک کارگاه نزدیک هویزه به پا کرد و وسایل جوشکاری، لوله و میله گرد، تهیه کرد و خودش دکل ها را می ساخت . حتی برای ساختن اتاقک های مورد نیاز واحد مخابرات خودمان دستگاه بلوک زنی آوردیم و شب ها تا صبح  بلوک زدیم، اتاقک ها را ساختیم، دیوارها را پلا ستر کردیم تا مبادا در این بین مقداری از پول بیت المال حیف و میل شود .

 علیرضا علی دادی همرزم شهید 






نوع مطلب : کتاب رازهای نهفته،روایت نریمی)، 
برچسب ها :

قابل اطمینان

سال 65 بود و قرار بود در منطقه عملیاتی دهلران که منطقه ای نیمه کوهستانی است عملیاتی انجام شود . در این منطقه پیروزی با طرفی بود که موقعیت اش بالای تپه باشد و از این طریق بر کل منطقه اشراف کامل داشت . در آن منطقه ما چندین حلقه چاه نفت داشتیم که عراق با استفاده از همین پیروزی نسبی و اشرافی که بر منطقه داشت در حال بمباران این مناطق بود . عراق با کمک منافقین توانسته بود بر دو تپه بلند این منطقه بر چاه ها و امکانات این نواحی دید کامل داشته باشد .

تیپ 85 موسی بن جعفر (ع) با کمک و همراهی ارتش در حال برنامه ریزی بود تا این دو تپه را به تصرف خود در بیاورد. همراه حاج علی هاشمی و مهدی نریمی و بهنام شهبازی یک روز قبل از اجرای عملیات در منطقه حاضر شدیم.

مهدی آدم جستجوگر و کنجکاوی بود، وقتی به منطقه رسیدیم گفت :

-         من می خواهم منطقه را ببینم .

****

 


ادامه مطلب


نوع مطلب : کتاب رازهای نهفته،روایت نریمی)، شهید نریمی، 
برچسب ها :

مثل رود    

شاید اگر بود الان یکی از نوابغ عصرحاضر وکشور ما بود . به دانشگاه نرفته بود و مهندس هم نبود، اصلاً وقت این که به دانشگاه برود را نداشت، هفده ساله بود که جنگ شروع شد و او با شنیدن صدای جنگ حتی منتظر خانواده اش نشد و دست به کار شد و راهی این سفر شد . او تمام امکانات لازم جهت واحد مخابرات را با آخرین متدهای روز تهیه می کرد و جهت استفاده، از هر کجای ایران به منطقه می آورد . 

از خط های هات لاین ( نقطه به نقطه ) گرفته تا خط پیروزی . خط پیروزی جزو خطوط شهری بود که مراکز استان ها از آن استفاده می کردند و برای ارتباطات شهری و بین شهری استفاده می شد . مهدی توانست این خطوط را به خاتم 4 بیاورد تا نیروها بتوانند به راحتی از جزیره تماس بگیرند، یعنی از خط تهران به تهران و از خط اصفهان به اصفهان تماس حاصل می شد . به عبارتی رزمنده ها در جزیره مجنون که در عمق خاک عراق بود دارای خط تلفن شهری بودند و با هر کجای ایران می خواستند قادر به تماس بودند و در آن شرایط جنگ این امکانات کمی نبود.

به دنبال کار می دوید و عجیب بود که از این همه سختی خم به ابرو نمی آورد. او برای روزی که نمی شد از برق استفاده کرد حالا چه به دلیل قطع شدن برق و یا به دلایل دیگر....



ادامه مطلب


نوع مطلب : کتاب رازهای نهفته،روایت نریمی)، 
برچسب ها :

با سلام خدمت شما کاربر گرامی

به عنوان نمونه چندین خاطره از خاطرات درج شده در کتاب رازهای نهفته، روایت نریمی را در این وبلاگ درج خواهیم کرد.

انشاءالله ما را از درج نظرات خود بی نصیب نفرمایید.


بازیگوشی

پسر بچه باشی و عزیز دردانه و شیطنت نکنی؟ مگر می شود چنین چیزی را باور کرد مهدی شیطنت های مخصوص به خودش را داشت کافی بود چند بچه هم سن وسال خودش را پیدا کند تا سرگروه شود و زمین و زمان را به هم بریزد  پدرم به مهدی علاقه ویژه داشت و به او می گفت :

-         سروالف*

از آن جا که او سر چشمه تمام شیطنت ها بود به او این لقب را داده بود و هر وقت مهدی را می دید به او می گفت :

-          سروالف اومدی باز شیطونی کنی، بچه کم شیطونی کن.

بچه ی پر جنب و جوش و کنجکاوی بود . اصلاً اگر شیطنت نمی کرد و آرام می نشست به او شک می کردیم . یک بار که یکی از اعضای فامیل آمده بود از پدرش مقداری پول قرض کند و به او گفته بود :

-         صد تومن داری به من قرض بدی ؟

مهدی بلند شد و گفت :

-         من بهت می دم .

-         بچه تو صد تومن از کجا آوردی که بخوای به من بدی ؟

مهدی هم در عالم بچگی دست کرد توی جیب شلوارش و .....



ادامه مطلب


نوع مطلب : کتاب رازهای نهفته،روایت نریمی)، شهید نریمی، 
برچسب ها :
ارسال شده در: چهارشنبه 12 مهر 1391 :: توسط : مؤسسه فرهنگی هنری معراج اندیشه پویا2216114-0611
به همت مؤسسه معراج اندیشه پویا کتاب شهید نریمی نیز به چاپ رسید.


بزرگوارانی که درخواست تهیه این کتاب را دارند با شماره 2216114-0611 (دفتر مؤسسه)

تماس حاصل فرمایند

در پناه حق باشید



رازهای نهفته،روایت نریمی






نوع مطلب : کتاب رازهای نهفته،روایت نریمی)، شهید نریمی، 
برچسب ها :


 
نرم افزار کهکشان هشتم ویژه میلاد امام رضا (ع) با امکانات زیر طراحی و تولید شده است.
طراحی و تولید : سایت شیعه ها
امکانات نرم افزار :
ز یارت آنلاین حرم مطهر
مقالات پیرامون امام هشتم
بخش ویژه موبایل
و …
حجم فایل : ۱٫۶۶ مگابایت
 





نوع مطلب : دانلود رایگان نرم افزارهای مذهبی، 
برچسب ها :







نوع مطلب :
برچسب ها :

با سلام و عرض ادب

 به همت مؤسسه ی معراج اندیشه ی پویا دو كتاب دیگر به چاپ رسید

 

كتاب شهید معینیان

رازهای نهفته (روایت شهید معینیان)

 و كتاب شهید غلامی

رازهای نهفته (روایت شهید غلامی)

منتظر درج تصاویری از این كتب باشید

انشاءالله

جهت كسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 2216114-0611 تماس حاصل فرمایید

در پناه حق باشید 

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسك یاهو ، متحرك             www.bahar22.comوبلاگ شهید معینیان تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسك یاهو ، متحرك             www.bahar22.com


تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسك یاهو ، متحرك             www.bahar22.comوبلاگ شهید غلامی تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسك یاهو ، متحرك             www.bahar22.com






نوع مطلب :
برچسب ها :
ارسال شده در: یکشنبه 21 خرداد 1391 :: توسط : مؤسسه فرهنگی هنری معراج اندیشه پویا2216114-0611

نام: مهدی     شهرت: نریمی      محل تولد: امیدیه    مفقودیت:4/4/67        رجعت: 1/7/89

مهدی نریمی در 27 آذر ماه 42 مصادف با نیمه شعبان در شهرستان امیدیه، در خانواده ای متدین و مذهبی دیده به جهان گشود.

نیای پدریش مؤذن روستا بود و نیای مادریش مردی مذهبی که نام مهدی را او به مناسبت مصادف بودن تولدش با میلاد امام زمان (عج) انتخاب نمود. مهدی پسری زیرک و باهوش بود و از همان دوران کودکی به وسایل مکانیکی و ابزار آلات فنی علاقه خاصی داشت.

مهدی به خاطر خصوصیاتی همچون بی باکی، چالاکی، اخلاص، طمأنینه و آرامشی که داشت مورد توجه سرلشکر شهید علی هاشمی بود. او که یار همیشگی سرلشکر بود در سال60 تا عملیات آزاد سازی بستان در معیت شهید هاشمی در سپاه حمیدیه به پیکار و رزم با دشمن بعثی مشغول بود و از هیچ تلاشی فروگذار نکرد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : شهید نریمی، 
برچسب ها :

در سال 62 قرارگاه سرّی نصرت در حال مأموریت های محوله بود و قرار شد که هر واحدی از قرارگاه در راستای عمل به مأموریت خاص خود، راهکارهای مناسب با در نظر داشتن مسائل سری بودن قرارگاه فعالیتهای ابتکاری و خلاقانه ارائه و پیگیری نماید. قرار شد که با حاج مهدی به منطقه دریایی خلیج فارس برویم و برای آشنایی با نحوه کار دستگاهی به نام رادار رازیت (چشم گرگ) که در اختیار یگان دریایی سپاه بود بازدید نماییم. وقتی وارد کشتی جنگی شدیم مستقیماً وارد یک کابین کاملاً مخابراتی شدیم. برایمان خیلی جالب بود که تمام نیروهای داخل آن کشتی بسیجی و پاسدار بودند. طرز کار سیستم آن دستگاه را به ما آموزش دادند. بعد از آموزش به سمت جفیر بازگشتیم در بین راه به مهدی گفتم:



ادامه مطلب


نوع مطلب : شهید نریمی، 
برچسب ها :

روزی مهدی به من گفت:خودت را آماده کن تا فردا برای شناسایی مسیرهای ارتباطی هورالعظیم به منطقه هور برویم. از پاسگاه رفیّع با یک قایق لگنی به سمت پاسگاههای آبی و جاهایی که نیروهای اطلاعات قرارگاه مشغول انجام وظیفه بودند حرکت کردیم. به مهدی گفتم: که قایق را من می رانم. مهدی گفت: بلدی قایق برانی؟ گفتم بله: من حرفه ای هستم. خاطرت جمع باشد. مهدی گفت: فقط حواست جمع باشد که قایق را واژگون نکنی؟ چون شنا بلد نیستم. گفتم: خیالت راحت باشه. در طول مسیر چون علاقه وافری به قایقرانی داشتم مرتب سرعت قایق را زیاد می کردم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : شهید نریمی، 
برچسب ها :


یک روز حاج مهدی به خانه آمد و گفت که قرارگاه به دریل احتیاج دارد و از بابا خواست که اجازه دهد دریل ایشان را به قرارگاه ببرد.

پدر که وسایل فنی اش را خیلی دوست داشت با حساسیت و توصیه زیاد اجازه بردن دریل را داد. مدتی بعد حاج مهدی دریل را برگرداند. وقتی پدر دریل را دید، خوشحال شد و گفت: تشکر که برایش دوشاخه هم گذاشتید.

ناگهان حاجی خیز برداشت و دریل را از بابا گرفت و جلوی چشمش دوشاخه را به زحمت از آن جدا کرد و گفت: نه باباجان! دریل مال شما، دوشاخه مال بیت المال!!!! اینجا بود که فهمیدم حاج مهدی چقدر نسبت به اموال بیت المال حساس است.

خاطره ای از ابراهیم نریمی برادر شهید






نوع مطلب :
برچسب ها :

مهدی را روز نیمه شعبان خدا به من داد و خیلی برایم عزیز بود. تیر ماه 67 بود که برایم خبر آوردند اثری از او نیست، تا یکسال تحمل کردم اما دیگر نتوانستم. شب نیمه شعبانی بود دستهایم را رو به آسمان بلند کردم و گفتم: یا امام زمان(عج) شما این پسر را به من دادید اگر زنده است یا شهید شده امشب برایم مشخص کنید. همان شب نیمه شعبان خواب دیدم که گوسفند سر بریده ای جلوم گذاشتند. از خواب که بلند شدم گفتم: این قربانی مهدی من بود مهدی دیگر برنمی گردد.

"خاطره ای از مادر شهید" 






نوع مطلب : شهید نریمی، 
برچسب ها :


 
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :